*هر چه دل تنگت میخواهد بگو*

¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸خیلی تنهام ولی میدونم خدا همه رو بیرون کرده تا خودم باشم و خودش¸¸.•*´•.♥.•`*•.¸!


آپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 14:17 توسط الینا|




 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 15:15 توسط الینا| |

دلتنگتم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 14:17 توسط الینا|

نوشته شده در چهارشنبه یکم مرداد 1393ساعت 17:23 توسط الینا| |

 

به سلامتی...

اون و یـــــارش...

من و یادش...

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 13:58 توسط الینا| |

بعصی وقتا ادما یکاری میکنن

که دیگه نمیتونی دوسشون داشته باشی

ولی عجیب دلت واسه زمانی

که دوسشون داشتی تنگ میشه

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت 12:39 توسط الینا| |

سلام دوستان خوبین؟خوشین؟سلامتین؟ خداروشکر

دوستان من یه چند مدتی نیستم شایدم هیچوقت نیام نمیدونم

اینجا منو یاد گذشته م میندازه یاد خاظره هایی ک دیگه نمیخوام بهشون فکر کنم میخوام تنها باشم حالم اصلا خوب نیست میخوام یکم فکر کنم شاید عقلم اومد سر جاش

دوستان حلالم کنین شاید دل بعضیاتونو شکستم معذرت میخوام

دوستون دارم روی تک تکتونم میبوسم

دیروز این جمله رو تو سایت خوندم خیلی خوشم اومد نوشته بود کم رنگ باش ولی یک رنگ باش

مواظب خوبی هاتون باشین

خداحافظ

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 14:27 توسط الینا| |

کاش وقتی میرفتی خاطراتتم با خودت میبردی

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 11:35 توسط الینا| |

کاش وقتی میرفتی یه جواب واسم میزاشتی…فقط یه جوابه ناقابل…که وقتی ازم میپرسن عشقت کجاست زبونم بند نیاد!

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 11:27 توسط الینا| |

هییییی خدا..... سرنوشتـــ منــ سوختن برا کسی بود که 

فرداشو بی من  میخواست

b384cf3d4cba3b31e0c3f064e88715eb-425

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 12:21 توسط الینا| |

خیلی سخته وقتی یکی ک همه دنیاته بهت بگه {من لیاقت تورو ندارم }بعد همون لحظه ک میخوای بهش بگی تو همه دنیامی من قبولت دارم برگرده بهت بگه { خیلی سعی کردم بهت خیانت نکنم ولی نمیدونم چی شد ...}

اشکالی نداره بازم صبر صبر صبر

نمیدونم تا کی صبر !!!

 

نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 22:34 توسط الینا| |

هـــــى رفیـــق ...


زیـــــاد خـــوبــــــى نكــــــــن !


انســــان استـــــــــــــ ، فـــرامــوشكـار استــــــــــــــ !


از تنهایــــــى اش كــه در بیــایــــــد ، تنهــــایـــى اتــــــ را دور مـــــی زنــــد !


پشتــــــــ مــــى كنـــــد بــه تـــو ، بـــه گـــذشتـــه اش !


حتّــــى روزى مـــــی رســـــد كـــه به تـــو مــــی گـــویـــــد :

شمــــا...؟
 
نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 20:58 توسط الینا| |

سلام دوستای گلم خوبین خوشین سلامتین؟ خداروشکر

منم بدک نیستم فقط یه کوچولو دلم گرفته حتما میپرسین چرا؟ خب خیلی تنها شدم مثل خدا

تنهایی خیلی سخته ولی خودش یه عالمه دیگه ای داره ولی دعا میکنم هیچکدومتون تنها نشین

بچه ها یه کنکور دادم ...چه کنکوری !! بهتر نپرسین  حدا کنه قبول شم من دیگه حوصله ندارم سال بد بخونم

راستی نماز و روزه هاتونم قبول باشه

روزه میگیرین دیگه یا ...

من امسال همشو میگیرم میخوام امسال فقط با خدا باشم تنهایی دوتامون باهم بخندیم حرف بزنیم  وقتی صداش میکنم بهم بگه جوونم یعنی میشه خدا ؟قبولم میکنی ؟

امروز حوصله م سر رفته بود انقد ک  مهندسیم  گل کرده بود زدم  گوشیمو خراب کردم سیم کارتمم سوزوندم  خدایی یه نفسه راحت کشیدم بعدش حتما میگین دیوونم .. حب اینم شخصیته منه تا اعصابم خورد میشه گوشیمم خورد میشه ...

بگذریم خب چه خبر به قول بعضیا داهی نخبر؟ ه________________ی یادش بخیر

وای کی  وقت اذون میشه دارم از تشنگی میمیرم اینجا ساعت 21:14  تا اون موقع باید سرگرم شیم دیگه نمازمو خوندم بعدش قرانم خوندم یکمم با مامان حرف زدیم بعدش اومدم اینجا پیش شما  یکم حرف بزنم

خب دیگه برم بعدا بازم میام برم امروز هنوز تموم نشده نگاه کنم بعدش فیلم  زویا

انقد دوس دارم زویارو

حب دیگه بوس بوس با یه قلب خوشگل

 

نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 17:36 توسط الینا| |

 

 

چقدر ساده ایم

 

لبخند آمرانه ای کافی ست تا هر جا و هر کجا

 

سفره ی یکرنگ دل را حراج کنیم

 

دیدی؟! دیدی چه ساده از شب و ستاره سخن گفتیم؟!

 

دیدی چراغ معرکه تا صبح نپایید!

 

حالا دیده بیار و دریا ببار...!

 

کمی عوض شدم
دیریست از خداحافــــظی ها غمگین نمی شوم



به کسی تکیه نمیکنم



از کسی انتظـــار محبت ندارم



خـــــودم بوسه میزنم



سر به زانوهایم میگذارم و سنگ صبور خــــــودم میشوم



چقدر بـــزرگ شدم یک شبه....

گاهی اوقات ،

که دلم برایت تنگ می شود ،


در اتاق را می بندم ،


و صدای موزیک را بلند میکنم ،


و آنقدر به سینه ام مشت می کویم ،


تا دلم به غلط کردم بیفتد و دیگر تنگت نشود. .


ﺧﺪﺍﯾـــــــــــا...

 

ﺍﻣﺸﺐ خیلی ها ﺩﺍﺭند ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺻﺪﺍیت می کنند:

یک نفر ﺭﻭی ﺗﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ

یک نفر داخل یک سلول ﺯﻧﺪﺍﻥ

یک نفر ﮐﺎﺭتن خواب ﮔﻮﺷۀ ﺧﯿﺎﺑاﻥ

یک نفر ﺗﻨﻬﺎیی در ﺍﺗﺎﻗﺶ و خیلی های دیگر...

ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺩلهایشان ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻩ و ﺣﺮفهایشان را بشنو...

ﺧﯿﻠﯽ ها به تو ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭند...

ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺯندگی هایشان ﺑﮑﺶ...

خدایا امشب خیلی ها دستهاشون به سمت اسمونت بلنده...

"الهی ﺁمین"...

نوشته شده در چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت 21:16 توسط الینا| |

آرزو ی خیلی ها بودم ... 

 

از آن دست نیافتی هایشان ... 

ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی . . !

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 15:54 توسط الینا| |

این وبلاگ واسه من جیلی ارزش داره البته ارزش داشت نمیدونم چرا یه مدتیه بی ارزش شده واسم

شاید اون حس قیلیو ک داشتمو الان ندارم

نمیدونم ...

شاید ادرس وبلاگو عوض کنم

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 13:45 توسط الینا| |


   تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز …
    چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !

   کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …
   به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”


    به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !
    نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !


   گاهی از خیال من گذر می کنی …
    بعد اشک می شوی …
    رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …

   درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
    استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 18:29 توسط الینا| |


بی تو نه شعر میچسبد 

نه مرور خاطره

نه سیگار

من دلم اعوش میخواهد 


میفهمی؟؟؟؟؟


من از تو هیچی نمیخواهم
فقط ...
فقط به اون لعنتی که عاشقانه دوستت دارد بگوحلالم کن اگرهنوز شب ها با یاد تو
میخوابم


وقتی تمام راه را امدم
وقتی تا تو هیچ نمانده بود
چقدر دیر یادش امد خدا که ما قسمت هم نبودیم

خدایا!!!!!!

یا خیلی برگدون عقب

باخیلی بزن جلو

اینجای زندگی دلم خیلی گرفته!!!


نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 19:47 توسط الینا| |


مشترک موردنظر خطشو

تورو

وقارو

نجابتتو

احساستو

عشقتو

وجودتو....

به یه چهارچرخ,به یه پول تو جیب بغل,به یه مانتو کوتاه و آرایش غلیظو یه عشوه گری فروخت.....

قطع کن....مشترک موردنظرت تو بغل یکی دیگس......

میخوای بیا!!!

ولی قول بده هر روز یه عطر متفاوت بزنی!!!

قول بده هیچ اهنگی رو دوس نداشته باشی!!!!

خاطره داشتن با یه عطر با یه اهنگ خیلی غمگینه

بیا!ولی بی بو !!!بی صدا!!!

این شکلی تموم شدنش راحتره...عذاب بعدش کمتره...!!!!قول بده

ینی آخر زنبور بودن



کاش فقط بودی وقتی بغض میکردم بغلم میکردی و میگفتی ببینم چشماتو منو نگاه کن ..اگه گریه کنی قهرمیکنم میرماااااا

آهای مخاطب خاص من!خاص بودن خاصیت توست.....وتو همیشه خاص میمونی چون سلیقه ی منی!!!!!

یادت باشه ...

وقتی واسه کسی همه کس شدی ...

اون کس بعد از تو خیلی بی کسه ... 

یا برای کسی همه کس نشو ....

یا اگه شدی ..

به فکر بی کسی هاش هم باش

 
چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر می کنی..

بر خلاف میلت میگی دیگه دوست ندارم نمی خوامت

این جمله رو بشنوی :

غلط کردی چه بخوای چه نخوای مال منی !!

پسر به دختر : 

اعتمادتو به من ثابت کن...


همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد!


دختر به پسر : 

حال تو اعتمادتو به من ثابت کن...


پسر با رویی خندان تمام لباس هایش را تنش کرد!


یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هستیم ، 


آخرش بستن کمربندمان نباشد



82470321675422045978.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 20:44 توسط الینا| |



نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 20:10 توسط الینا| |


مشب 

سکوت کوچه های تار دلم

گریه میخواهد 

تمام بندبند استخانم گریه میخواهد

ببار ابر باران زا 

میان شعر های من

که بغض آشنای آسمانم گریه میخواهد

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی‌کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی‌کنی

دلتنگ‌تر میشم ولی نشنیده می‌گیری من‌و
هنوز همه حال تو رو از من فقط می‌پرسن‌و

با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلاً نمی‌خوام بشنوم که اشتبا گرفتمت

داشتن تو کوتاه بود .. اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه .. هیچ کس به غیر تو نبود

حقیقت‌و میدونی و ازم دفاع نمی‌کنی
کنار تو می‌میرم و تو اعتنا نمی‌کنی

مردم تو رو از چشم من امشب تماشا می‌کنن
فردا غریبه‌ها من‌و پیش تو پیدا می‌کنن

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه‌های دلخوری
به روم نیارم که چقدر می‌خوام که از پیشم نری

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه‌ی رفتنت پیش همه محکوم شدم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 19:7 توسط الینا| |


قفسم را مشکن ... تو مکن آزادم ... گر رهایم سازی ... به خدا خواهم مرد ... من به زنجیر تو عادت دارم ... بارها در پی این فکر که در قلب توام ... با تو احساس سعادت کردم ...

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 20:50 توسط الینا| |

خیلی تنهام! خیلی ...


جسارت میخواهد!!!

نزدیک شدن

به افکار دختری

که روزها....

مردانه

با زندگی میجنگد...

اماشب ها...

بالشتش از هق هق های دخترانه اش خیس است!!

از بیرون همه چیز روبراه است

اما هرنفس درد است که میکشی!

معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت...

روی هیچ

صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد...

با هیچ

زبونی نمیشه توضیح داد....

حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو

خوابم نمی برد

بغض

روی ثانیه هایم راه می رود

دوباره تو را کم آورده ام

تو را

و عطر صبوری هایت را

میخواهم برای دلتنگی ام گریه کنم..

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 22:29 توسط الینا| |



نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

یه روز میگن که باختی

یه روز میبینی بردی

یه روز میگن یکی مرد لباس عزا بپوشید

یه روز میگن که افراح و شادی سر بگیرید

یه روز دوروبرت رو پر از رفیق میبینی

یه روز حتی هوا هم برای نفس نداری

یه روز عاشق میشیو قسم میخوری که به عشقت پایداری

یه روز از دیدن خودت هم تو ایینه بیزاری

نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

یه روز تو اسمونت صدتا ستاره داری

یه روز شمعی میشیو تو تنهایی میسوزی

یه روز مثل یه کوهی  و پر غروری

یه روز اما به رخصت ترابی

نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

باختیم ما این قمار رو تو بیکسی نشستیم

نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1392ساعت 18:19 توسط الینا| |

دیروز  ایــن  جمله  رو  خــوندم : اگر دنیا عدالت داشت مرد هم بکارت داشت  :-؟ 

خلاصـــه  تــو کــفش  مـوندم  کـــه  یــعنی  چــی  ؟

پيک ها رفته بالا...
ميگن مستي و راستي...
پس هر کي يه سلامتي بگه...
اون چيزي که ته دلشه، بي رياي بي ريا...
اينم از سلامتي من:
به سلامتي کسي که هيچ وقت نفهميد چقدر دوستش دارم


شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

و تو...

آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 20:52 توسط الینا| |


شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم

خداحافظ واین یعنی در اندوه تو میمرم

در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

وبرف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟

چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟

خداحافظ ،تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که میمانم

خداحافظ، بدون من یقین دارم که میمانی

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 20:4 توسط الینا| |


بغض هایت را برای خودت نگه دار

 

گاهی سبک نشوی ، سنگین تری . . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:16 توسط الینا| |



خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی: “دلم برایت تنگ است …….” یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی. دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خدا سپرده ام.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 20:28 توسط الینا| |

اخه من چیکار کنم این تپلو دیوونم کرده
وووووووووویی لپاشو نگا ای جونم چه ناز میخنده

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 20:14 توسط الینا| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 13:29 توسط الینا| |


:قالبساز: :بهاربیست:



شهر کرد - فال - سرویس خواب - مای فای دانلود - ندای معلم | پاساد