X
تبلیغات
*هر چه دل تنگت میخواهد بگو*


*هر چه دل تنگت میخواهد بگو*

,•’``’•, .’•,` توجه تو’جه !! این وبلاگ مخاطب خاص ندارد !,•’``’•,•’``’•, .’•,`,•’ ....`’•,,•’`


آپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 14:17 توسط الینا|

ههههههههههههههه


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 15:15 توسط الینا| |

دلتنگتم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391ساعت 14:17 توسط الینا|

دوستان عریرم تو سالی که گذشت اگه دلتونو شکستم حرفی زدم یا اذییتتون کردم...

بسیار کار خوبی کردم!

خواستم بگم تو سال جدید هم برنامم همینه...!

*پیشاپیش عیدتون مبارک*


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 12:44 توسط الینا| |


حکایت ما این چنین است
ما به دنیا امدیم
ولی
دنیا به ما نیامد

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 20:47 توسط الینا| |




من بی تو چه کنم ای آرام دلم دلتنگ توام غزلم

از یادت چو روم می سوزد جگرم غم آید به سرم
نمی‌دونم که می دونی که چقدر جدایی سخته
اگه قسمت من اینه نمی‌گم گناه بخته حرف تازه ای ندارم که از این فاصله رد شم
جون به لب شدم که شاید تو بگی می‌مونی پیشم



نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 20:18 توسط الینا| |


عاشق که بشی حالت میشه مثل من

مثل من که آرامش ندارم یه روز

تنها میشی از تنهایی دق می کنی

عشقت میره و میگه بمون و بسوز

عاشق که بشی حالت میشه مثل من

مثل منکه زندونم اتاقم شده

تو تاریکی میشینی و میفهمی اون

حرفایی که از عشق میزنن بی خوده

هر روز از غم دوریش عذاب می کشم

هر روز زندگیم از روز قبل بدتره

من هیچوقت نباید عاشقش میشدم

این عشق آبرومو آخرش می بره

عاشق نشو ای دل

با تنهایی سر کن

حالم رو میبینی

حرفام رو باور کن

عاشق نشو ای دل عاشق شدن درده

میسوزی میمیری این دنیا نامرده

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 12:9 توسط الینا| |

سلام دوستای حوشملم حوبین ؟خوشین؟سلامتین؟

من دوباره اومدم حوش اومدم هههه هه ...

دلم واستون یه کوچولو تنگ شده بود ههه هه...

راستی پیشاپیش عیدتون مبارک

دوستان من این وبلاگو فقط بخاطر دوستام دوباره  بازش  کردم    (قابل توجه بعضبا) !!!

دیگه باید برم دوباره میام

فعلا دوستان

قربونه همتون بوس بوس


نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 13:27 توسط الینا| |

خدایا …

دلم همراهی می خواهد از جنس خودت!

نزدیـــک؛

بی خطــــر،

بخشــــنده…

بی منّـــــــــــــــــت … !
 عکس و تصویر فقط تنهایی که همدم منه

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 11:57 توسط الینا| |

گفت بزارم تو وب منم گذاشتم

 سلام این عکسها که می بینید مربوط به پسری است که از 20 سال پیش گم شده است وتا کنون هیچگونه خبری از او نشده است از تمام دوستنا و هموطنان درخواست دارم با انتشار این مطلب کمکی برای خوشحال کردن مادر پیری داشته باشند هرکس هر گونه اطلاعی را میتواند باایمیلesmail1643@gmail.com اطلاع دهد ممنون

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 21:34 توسط الینا| |

بـا دلی مجنون در این ماتم سـرا افتاده ام

     
تشنه ی دردم که در عُزلت سرا افتاده ام


 در ســکوت جان چرا گشتم اسیر فکـر تو


نـور خاموشم که در ظلمت سرا افتاده ام

نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1392ساعت 14:23 توسط الینا| |


   تو را هرگز آرزو نخواهم کرد، هرگــــــــز …
    چون محال میشوی مثل همه آرزوهایم !

   کاش یکی پیدا میشد که وقتی میدید گلوت ابر داره و چشمات بارون ، به جای اینکه بپرسه “چته ؟ چی شده ؟” ؛ بغلت کنه و بگه “گریه کن” …
   به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”


    به سادگی رفـت ؛ نــه اینکه دوستم نداشت !
    نـــــــــه ، فهمید خیییییییلی دوستش دارم !


   گاهی از خیال من گذر می کنی …
    بعد اشک می شوی …
    رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من …

   درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
    استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 18:29 توسط الینا| |


بی تو نه شعر میچسبد 

نه مرور خاطره

نه سیگار

من دلم اعوش میخواهد 


میفهمی؟؟؟؟؟


من از تو هیچی نمیخواهم
فقط ...
فقط به اون لعنتی که عاشقانه دوستت دارد بگوحلالم کن اگرهنوز شب ها با یاد تو
میخوابم


وقتی تمام راه را امدم
وقتی تا تو هیچ نمانده بود
چقدر دیر یادش امد خدا که ما قسمت هم نبودیم

خدایا!!!!!!

یا خیلی برگدون عقب

باخیلی بزن جلو

اینجای زندگی دلم خیلی گرفته!!!


نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 19:47 توسط الینا| |


مشترک موردنظر خطشو

تورو

وقارو

نجابتتو

احساستو

عشقتو

وجودتو....

به یه چهارچرخ,به یه پول تو جیب بغل,به یه مانتو کوتاه و آرایش غلیظو یه عشوه گری فروخت.....

قطع کن....مشترک موردنظرت تو بغل یکی دیگس......

میخوای بیا!!!

ولی قول بده هر روز یه عطر متفاوت بزنی!!!

قول بده هیچ اهنگی رو دوس نداشته باشی!!!!

خاطره داشتن با یه عطر با یه اهنگ خیلی غمگینه

بیا!ولی بی بو !!!بی صدا!!!

این شکلی تموم شدنش راحتره...عذاب بعدش کمتره...!!!!قول بده

ینی آخر زنبور بودن



کاش فقط بودی وقتی بغض میکردم بغلم میکردی و میگفتی ببینم چشماتو منو نگاه کن ..اگه گریه کنی قهرمیکنم میرماااااا

آهای مخاطب خاص من!خاص بودن خاصیت توست.....وتو همیشه خاص میمونی چون سلیقه ی منی!!!!!

یادت باشه ...

وقتی واسه کسی همه کس شدی ...

اون کس بعد از تو خیلی بی کسه ... 

یا برای کسی همه کس نشو ....

یا اگه شدی ..

به فکر بی کسی هاش هم باش

 
چقدر خوبه وقتی با عشقت قهر می کنی..

بر خلاف میلت میگی دیگه دوست ندارم نمی خوامت

این جمله رو بشنوی :

غلط کردی چه بخوای چه نخوای مال منی !!

پسر به دختر : 

اعتمادتو به من ثابت کن...


همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد!


دختر به پسر : 

حال تو اعتمادتو به من ثابت کن...


پسر با رویی خندان تمام لباس هایش را تنش کرد!


یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هستیم ، 


آخرش بستن کمربندمان نباشد



82470321675422045978.jpg

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 20:44 توسط الینا| |



نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392ساعت 20:10 توسط الینا| |


مشب 

سکوت کوچه های تار دلم

گریه میخواهد 

تمام بندبند استخانم گریه میخواهد

ببار ابر باران زا 

میان شعر های من

که بغض آشنای آسمانم گریه میخواهد

اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمی‌کنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمی‌کنی

دلتنگ‌تر میشم ولی نشنیده می‌گیری من‌و
هنوز همه حال تو رو از من فقط می‌پرسن‌و

با این که با من نیستی دیوونه میشم از غمت
اصلاً نمی‌خوام بشنوم که اشتبا گرفتمت

داشتن تو کوتاه بود .. اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه .. هیچ کس به غیر تو نبود

حقیقت‌و میدونی و ازم دفاع نمی‌کنی
کنار تو می‌میرم و تو اعتنا نمی‌کنی

مردم تو رو از چشم من امشب تماشا می‌کنن
فردا غریبه‌ها من‌و پیش تو پیدا می‌کنن

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه‌های دلخوری
به روم نیارم که چقدر می‌خوام که از پیشم نری

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه‌ی رفتنت پیش همه محکوم شدم

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1392ساعت 19:7 توسط الینا| |


قفسم را مشکن ... تو مکن آزادم ... گر رهایم سازی ... به خدا خواهم مرد ... من به زنجیر تو عادت دارم ... بارها در پی این فکر که در قلب توام ... با تو احساس سعادت کردم ...

نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 20:50 توسط الینا| |

خیلی تنهام! خیلی ...


جسارت میخواهد!!!

نزدیک شدن

به افکار دختری

که روزها....

مردانه

با زندگی میجنگد...

اماشب ها...

بالشتش از هق هق های دخترانه اش خیس است!!

از بیرون همه چیز روبراه است

اما هرنفس درد است که میکشی!

معنی حسرت رو توی هیچ کاغذی نمیشه نوشت...

روی هیچ

صفحه ی سفیدی نمیشه تایپ کرد...

با هیچ

زبونی نمیشه توضیح داد....

حسرت خلاصه میشه تو همین فاصله ی من و تو

خوابم نمی برد

بغض

روی ثانیه هایم راه می رود

دوباره تو را کم آورده ام

تو را

و عطر صبوری هایت را

میخواهم برای دلتنگی ام گریه کنم..

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1392ساعت 22:29 توسط الینا| |



نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

یه روز میگن که باختی

یه روز میبینی بردی

یه روز میگن یکی مرد لباس عزا بپوشید

یه روز میگن که افراح و شادی سر بگیرید

یه روز دوروبرت رو پر از رفیق میبینی

یه روز حتی هوا هم برای نفس نداری

یه روز عاشق میشیو قسم میخوری که به عشقت پایداری

یه روز از دیدن خودت هم تو ایینه بیزاری

نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

یه روز تو اسمونت صدتا ستاره داری

یه روز شمعی میشیو تو تنهایی میسوزی

یه روز مثل یه کوهی  و پر غروری

یه روز اما به رخصت ترابی

نفرین به این زندگی مثل قمار میمونه

باختیم ما این قمار رو تو بیکسی نشستیم

نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1392ساعت 18:19 توسط الینا| |

دیروز  ایــن  جمله  رو  خــوندم : اگر دنیا عدالت داشت مرد هم بکارت داشت  :-؟ 

خلاصـــه  تــو کــفش  مـوندم  کـــه  یــعنی  چــی  ؟

پيک ها رفته بالا...
ميگن مستي و راستي...
پس هر کي يه سلامتي بگه...
اون چيزي که ته دلشه، بي رياي بي ريا...
اينم از سلامتي من:
به سلامتي کسي که هيچ وقت نفهميد چقدر دوستش دارم


شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم

و تو...

آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 20:52 توسط الینا| |


شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت ازیادم

خداحافظ واین یعنی در اندوه تو میمرم

در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم

وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد

وبرف نا امیدی ب سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟

چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟

خداحافظ ،تو ای همپای شب های غزل خوانی

خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ، بدون تو گمان کردی که میمانم

خداحافظ، بدون من یقین دارم که میمانی

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 20:4 توسط الینا| |


بغض هایت را برای خودت نگه دار

 

گاهی سبک نشوی ، سنگین تری . . .

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 17:16 توسط الینا| |



خنده ام میگیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری میگویی: “دلم برایت تنگ است …….” یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی. دلتنگی ارزانی خودت من دگر دلم را به خدا سپرده ام.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1392ساعت 20:28 توسط الینا| |

اخه من چیکار کنم این تپلو دیوونم کرده
وووووووووویی لپاشو نگا ای جونم چه ناز میخنده

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 20:14 توسط الینا| |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 13:29 توسط الینا| |

بوسه یعنی خالی از گناه، بوسه یعنی قلب تو از آن من. بوسه یعنی تو همیشه مال من


 

تو چه کردی که دل را به تـَنـَم لرزاندی ؟!
یک شـَبـِه آمـدی وُ در دلم عُمری مانـدی !

در نگاهـَت چه فـُروغی نهان بود، که از پرتو ِ آن
عـشق، بـَر دَخـمه ی تاریکِ دلم افـشاندی ؟! 

نه تـو آن سان بـَر ِ من بودی وُ نه من بَـر ِ تـو!
که بدیـن سان، تـو مرا والِـهِ خود  گرداندی !!
این چه حسّی ست که من بَهـر ِ تـو در دِل دارم ؟!
آن چه احـساس ِ خوشی بود، که سویـَم راندی ؟!
 
تـوچه کردی که با جـُرعه ای از جام ِ لـَبـَت
چشمه ی مِـهر، به صحرای دلم جوشاندی ؟!     

تـو نبودی من از عـشق، چه میـدانستم !!
توچه خوب آمدی وُ خووب به من فـَهماندی ...!

 

شراب از مستی چشمت خجل شد

نگاه نافـذت سـُلطان دل شد

من از جام می مِـهر تـو خوردم

که عشقت با وجودم متـّصل شد ...


«پیشانی ام»
سجده گاه لب هایت؛

«چشمانم»

میعادگاه قدم هایت؛

«دستانم»،

تکیه گاه خستگیهایت؛

و «قلبم»،

حریم دلتنگیهایت؛

تمامی
اینها،

ارزانی «نیم نگاهت»!

|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com|

خسته ام از نوشتن

کاش بودی و میشد
شـ ِـ کـ ـ ـســ ــتـ ــ
 این سکوتِ سنگین را


نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 23:7 توسط الینا| |



دوستت دارم و دانم که توئی دشمن جانم ** از چه رو بادشمن جانم شده ام دوست ندانم

با هر بي سرو پايي نميشه از تنهايي در اومد سلامتيه اونايي كه خيلي تنهان!!! نه كه نميتونن با كسي باشن.!!! نه فقط با وجود دلشون نميخوان با (هر كسي باشن)!!!.؟؟؟؟

خـنـده ام مـیگیـرد… از ایـنکه… هنـوز بـهت فـکر میـکنم… خدایـا کمـکم کـن… خسـته شـده ام… وقتی مال من نیسـت… چـرا تو فـکرمه…



دوستت دارم هایت را به کسی نگو ...! همه را نگه دار برای خودم من جانم را برای شنیدنشان کنار گذاشته ام ...!
قطار میرود - تو میروی - تمام ایستگاه میرود - و من چقدر ساده ام - که سالهای سال - در انتظار تو - کنار این قطار ایستاده ام - و همچنان - به نرده های ایستگاه رفته - تکیه داده ام.....

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392ساعت 20:49 توسط الینا| |


چشمهايم را ببين

حرف ناگفته ام را بخوان

سردي دستانت مرا ترسانده

اندكي صبر كن

شانه هايت از اشكهاي پنهانيم

نمناك شد
دیوانگی نـیـسـت پس چیست ؟ وقتی در این دنیای بـه این بزرگــــی دلت فقط هــــــــــوای یک نفر را میکند...


سالهاست در دقایق تنهایی ام ... دفن شده ام ! لا اقل قبل از مرگ ، از زیر هر سنگی شده ، پیدایم کنید...

نفس ، شاید دلیلی باشد برای زندگی اما بی شک “تو” بهانه ی آنی . . .


من از تمام آسمان یک باران را میخواهم ازتمام زمین یک خیابان را واز تمام تو یک دست که قفل شود در دست من...


اشقی می کنم! لـــــج می کنم! بد اخلاق می شوم! دست خودم نیست … ساعت و زمان هم ندارد! تــــــــو که نباشی … زندگی به کام من تلخ است .....


هربانی ها و دلجویی هایت به کنار! اما عزیزه من … قلبه شکسته با چسب زخم خوب نمی شود!!!

یجور از کنارم برو تا بگن بگن یارت از سنگه و دل نداشت تشکر نکن بابت رفتنت برو این فداکاری قابل نداشت...... نمیذارم از بودنم خسته شی بیا این تو این جاده پاشو برو اگه ریشه هام پیر و کهنست ولی نمیذارم از هم بپاشه تورو........
ادمی که بیصدا قهر میکند میخواهد که بماند ...که دوباره بخواهد... که دوباره خواسته شود ...وگرنه رفتن را که بلد نیست

چه زیباست (رویایی) که تورا از آن همه فاصله می آورد به دل تنهایم....

سـرد میشــود روزهایت بی مـن.. الان داغی نمـیـفهمـــــی..

همه راهها که با پا پیموده نمی شوند دستت را به من بده رویاهایم منتظرند

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 16:46 توسط الینا| |


هیچ وقت نفهمیدم...

چرا درست همان کسی که...

فکر میکنی با همه فرق دارد...

یک روز...

مثل همه...

تنهایت میگذارد...؟!!



زندگی‌ همین است هر خاطره غروبی دارد... هر غروبی خاطره ای... و ما جایی‌ بینِ امید و انتظار...چشم می‌کشیم تا روزگار مان بگذرد گاهی‌ هم فرق نمیکند چگونه... فقط بگذرد

عزیــزم چه زیبـا اجـــرا میکنـی ...

خط به خط تمام گفتــــه هایم را...

خواســـته هایم را...

امــــــــــا...


امـــــا ... برای دیگری

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 16:8 توسط الینا| |


گاهی خدا آنقدر صدایت را دوست د ارد که سکوت می کند تا تو بارها بگویی خدای من.....

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ، دلم در حسرت دیداراو ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ، به من می گفت تنهایی غریب است ببین باغربتش با من چه ها کرد ، تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به پاکرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 15:59 توسط الینا| |


:قالبساز: :بهاربیست:



شهر کرد - فال - سرویس خواب - مای فای دانلود - ندای معلم | پاساد